تبليغاتX
ریاست جمهوری دهم در کنار اصلاح طلبان

ریاست جمهوری دهم در کنار اصلاح طلبان

اطلاعیه

با سلام

بزودی این وبلاگ به منظور حمایت از اصلاح

 طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم

 فعال خواهد شد.

 

 

 

.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 0:31  توسط وحید مرادی نو  | 

آقایان خاتمی، هاشمی، کروبی!نگذارید «خلافت‌اسلامی» حاکم شود

آيت‌الله «اسدالله بیات زنجانی» ازمراجع تقلید ساكن قم و عضو شورای بازنگری قانون اساسی، در پی ردصلاحیت گسترده و فله‌ای نامزدهای اصلاح طلب و مستقل انتخابات مجلس هشتم با صدور نامه ای خطاب به آقایان خاتمی، هاشمی وكروبی هشدار داده كه درصورت مقاومت نكردن در برابر موج ردصلاحیت‌ها، آینده انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در معرض خطر قرار می‌گیرد. به گزارش سایت ائتلاف جوانان و دانشجویان اصلاح طلب، متن این نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
برادران ارجمند حضرات آقایان علمای اعلام و حجج اسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، كروبی و خاتمی-دامت بركاتهم

سلام علیكم
در سال‌های پس از ارتحال امام امت – رحمت الله علیه- مدت زمان زیادی است كه اینجانب دیگر درگیری مستقیمی با كار سیاسی و دیوانی به ویژه در اشكال معهود و شناخته شده آن ندارم، اما به عنوان كسی كه سال‌ها از نزدیك و در بخش‌های گوناگون با فعالیت سیاسی و اجتماعی دست و پنجه نرم كرده و تا حدی مصالح و مضار آن و جهت گیری وقایع و حوادث درون آن را دیده است، همواره كوشیده ام تا هیچ گاه مصلحت مردم و انقلاب اسلامی را فرو نگذارم و از درمیان گذاشتن آنچه در این باب هم به ذهنم می رسد، دریغ نورزم. اكنون هم با توجه به همین دغدغه و از باب «النصیحةلائمة الامور» لازم دانستم تا چند موضوع را درباب انتخابات مجلس آتی و مسایل پیرامون آن با شما برادران درمیان بگذارم .

انقلاب اسلامی ما كه اكنون درایام سالگرد پیروزی آن هستیم، برآمده از دل وحدت مردم است و حفظ و حراست از آن هم جز به مدد لطف الهی و هوشیاری همین مردم میسر نبود. قصد ندارم كه نقش رهبران، نخبگان و مدیران سیاسی و اجتماعی سی سال اخیر را در حفظ و حراست آن دست كم بگیرم، بلكه معتقدم شرط لازم پایداری انقلاب، حضور و آگاهی مردم است و واضح است كه هر چیز منتفی به انتفای شرط لازم خویش است. شما عزیزان بهتراز هر كسی واقفید كه اگر بنا بود تصفیه حساب‌های گروهی و جناحی پس از امام– رحمت الله علیه- كه در مقاطع مختلف و به نام‌هایی چون احراز صلاحیت، نظارت و امثالهم صورت گرفت، عامل بقای انقلاب و حفاظت نظام در برابر نااهلان باشد، كه سال‌ها پیش انقلاب و نظام اسلامی مدفون شده بود و دیگر سراغ آن را می بایست در كتاب‌های تاریخ گرفت. چرا كه چنین تنگ نظری هایی نتوانسته هیچ نظام و حكومتی را نجات دهد و وجود آن را تضمین كند. بالنتیجه، راز استمرار انقلاب و این نظام را باید در اراده مردم و خواست آنان جست.

بنده به عنوان طلبه‌ای كه در این ایام بیش از شما عزیزان با مردم و بدنه حوزویان و دانشگاهیان سروكاردارم، متذكر می شوم كه به شدت این نگرانی هست كه مردم به عنوان شرط حقیقی استمرار نظام اسلامی، به واسطه محدودیت و عدم تنوع سلایق وگرایشات نامزدهای انتخابات، عرصه را تنگ ببینند و نهایتا" از مشاركتشان در انتخابات كاسته شود؛ مسلما" همچنین چیزی فقط به نفع دشمنان انقلاب و مطابق خواست آنان است. در رای گیری های اخیر هم این موضوع ثابت شده كه میزان مشاركت مردم نسبت مستقیمی با تنوع سلایق و تعداد كاندیداها دارد. به این ترتیب و بدون آنكه مقدمه ام از ذی المقدمه فربه ترشود، یادآوری مختصر چند مطلب را به حضور شما بزرگواران ضروری می دانم:

روند تائید صلاحیت ها و به اصطلاح مجعول و غیر فقهی «احراز صلاحیت» نیروهای مومن، متدین و علاقه‌مند به اسلام و نظام كه متاسفانه هربار به حذف و كنار گذاشتن بی دلیل تعدادی از آنها منجرمی شود، همچون دمل چركین و به ظاهر كوچكی است كه هراز گاهی سربازمی كند و یقین بدانید اگر جراحی اساسی نشود، عفونتش به سراسر پیكره انقلاب تسری خواهد یافت و شادابی اش را به خزانی بی مانند تبدیل خواهد كرد، به گونه ای كه همگان حتی از بخاطر آوردن یاد آن هم گریزان خواهند بود. كسانی هم كه روزگاری می توانستند آن را درمان كنند، شرمسار اوقات و فرصت های از دست رفته خواهند بود. اكنون عرض بنده آن است كه همگرایی و رایزنی اخیر شما سه بزرگوار در باب مسایل انتخابات، نقطه عطفی است كه می تواند بسیاری از حقوق از دست رفته نامزدها را بازگرداند و مانع ازآن شود تانیروهای اساسی و اصیل انقلاب و نظام به بهانه های واهی ردصلاحیت شده و از صحنه كنار بروند.

كاش بتوان تصور كرد كه در صورت آسیب دیدن انقلاب به واسطه عدم اهتمام جدی و زیر بنایی شخصیت‌های تاثیرگذار، تاریخ و نسل‌های بعدی چه قضاوتی در باره آنها خواهند كرد؟ شما سه بزرگوار از فقهای درس خوانده همین حوزه های دینی هستید كه برخی به خود جرأت می دهند با استناد به شریعتش آبروی مومنی را بریزند و بی هیچ پشتوانه ای از عدم صلاحیت او سخن بگویند. آیا تعالیم رایج در حوزه های دینی ما چنین چیزی را برمی تابد؟

خدا می داند چقدر تلخ است كه بگویم و تذكر دهم كه اگر روند حذف نیروهای آبدیده و صلاحیت دار و سپردن امور به افراد كم تجربه و گاه نا اهل به همین منوال ادامه پیدا كند و بخش‌هایی گسترده از جامعه نتوانند، به سهم خود، كرسی امور را تصاحب كنند، عاقبتی جز فروپاشی از درون و یا افتادن به ورطه دیكتاتوری درانتظار نظام اسلامی نخواهد بود. طبیعی است كه در آن صورت برای آحاد مردمی كه در نظامی دیكتاتورمنش زندگی كنند، میان حكومتی مسمی به اسلام و یا حكومتی امریكایی چندان فرقی نخواهد بود و این خطری است كه به واسطه مشكلات كنونی در روابط خارجی و دیپلماتیك كشور و نیز مشكلات اقتصادی و معیشتی مردم، دور از انتظار نیست.

اگر چهره های تاثیرگذار انقلاب و نظام، پیشتاز مراقبت و صیانت از ثقلین نظام اسلامی یعنی جمهوریت و اسلامیت نباشند به زودی خواهند دید كه روند حذفی در پیش گرفته شده دامان خودشان را هم خواهد گرفت، همانطوركه نشانه هایی از آن را هم دیده ایم و دیده اید. آنهایی كه در روندی از پیش حساب شده و بابرداشت هایی من عندانفسهم، تلاش دارند تا جمهوریت و اسلامیت نظام را در تقابل با یكدیگر نشان دهند، همانها هستند كه در پی حذف مدافعان توأمان جمهوریت و اسلامیت هستند؛ هر روز به رنگی و بهانه ای از گوشه ای ندای خلع لباس خاتمی بلند می شود تا در عرصه اجتماعی و سیاسی او را برچرخ بنشانند؛ یكی سلسله جنبان حركتی می شود كه به نام مصالح نظام، نهایتا" پیری را از كنج مدرسه فقاهت و دیرمناعت، راهی خبرگان كنند كه فقط وفقط با هاشمی بستیزند؛ این چنین است در مورد حق تضییع شده كروبی و هكذا در مورد نیروی های مومن و متدین كشور.

بدون آنكه در پی ترویج و توصیه فرقه گرایی باشم، ضمن اعلام حمایت از رایزنی و همفكری شما سه بزرگوار ، حاصل سخن بنده این است كه امروز و درآستانه انتخابات مجلس و تائید صلاحیت ها، روز مباهله دو جانبه عقیدتی و سیاسی با كسانی است كه درون مایه انقلاب اسلامی مردم ایران و اندیشه امام خمینی را درنیافته اند و اگر همین طور به پیش بروند، اندیشه قیم مآبانه ومنحرف «خلافت اسلامی» را به جای «جمهوری اسلامی» خواهند نشاند. تجلی این مواجهه و مباهله شما در مقاطع حساس كنونی هم تلاش برای درصدر نشاندن حاكمیت مردم و نمایندگان طیف‌ها و سلایق گوناگون آنهاست، حتی اگر به مذاق عده ای خوش نیاید.

قطعا" هم مستحضرید كه ممكن است كسانی از همگرایی هاشمی، خاتمی و كروبی ناخرسند باشند وتلاش كنند تا به انحای مختلف آن را متوقف ساخته یا تحت الشعاع قرار دهند. برخی انعكاس های خبری جهت دار از رایزنی های شما حاكی از چنین عصبانیتی است. اما تلاش كنید تا به دوستداران انقلاب و امام و مجموعه‌های فكری و سیاسی اطراف خود تفهیم كنید كه همفكری افرادی چون هاشمی، كروبی و خاتمی، همفكری برای تشكیل و ایجاد یك حزب، فرقه یا ائتلاف حزبی و جناحی نیست، بلكه حمایت از اندیشه اساسی «جمهوری اسلامی» در برابر اندیشه انحرافی «خلافت اسلامی» و صیانت از رای مردم در برابر خلافت مسلكان است؛ همگرایی برای احیای فقره‌های نادیده گرفته شده و صریح اندیشه امام راحل است كه بارها و بارها با دخالت نظامیان در انتخابات مخالفت كرد، مجلس را به معنای تام آن در راس امور می دانست و از همان ابتدا تاكید كرد كه «جمهوری اسلامی، نه یك كلمه كم و نه یك كلمه زیاد». برحجم این تلاش ها، رایزنی ها و تبادل نظرها بیافزایید تا خدای ناكرده شرایطی پیش نیاید كه نیروهای توانمند و متعهد ناچار به كناره گیری جبری از فعالیت‌های انتخاباتی شوند كه در آن صورت نتیجه آن به سود هیچ كس نخواهد بود.
والسلام علی عبادالله الصالحین
قم، 12 بهمن 1386،23 محرم الحرام 1429
اسدالله بیات زنجانی


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:20  توسط وحید مرادی نو  | 

هشدار دفتر سیاسی جبهه مشاركت نسبت به سخنان اخیر برخی مقامات نظامی

نوروز:جلسه دفتر سیاسی جبهه مشاركت ایران اسلامی شب گذشته برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی جبهه مشاركت در این جلسه پس از تبادل آخرین اخبار داخلی و خارجی، اعضای دفتر سیاسی با تبریك سالروز پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی به ملت شریف ایران یاد و خاطره امام خمینی (ره) و شهدای انقلاب را گرامی داشتند و بر ادامه مسیر آنها تا رسیدن به اهداف اساسی انقلاب یعنی "استقلال ، آزادی، جمهوری اسلامی" تاكید كردند. اعضای دفتر سیاسی با تصریح بر این نكته كه پی گیری اهداف انقلاب با بازخوانی و یادآوری مستمر آنها و گام نهادن در آن مسیر محقق می شود از انتخابات آزاد و شعار اساسی امام خمینی مبنی بر "میزان رای ملت است" به عنوان رمز بقا و مردمی ماندن نظام برآمده از انقلاب اسلامی یعنی جمهوری اسلامی یاد كردند و كلیه مسوولان امر را به پاسداشت عملی این ارزش ها فرا خواندند.

در ادامه این جلسه موضوع سخنان برخی مقامات نظامی درباره انتخابات و حمایت آشكار از یك جریان سیاسی را نمونه بارز دخالت نظامیان در امور سیاسی و عدول از دستورات صریح و شفاف امام مبنی بر عدم مداخله نظامیان در سیاست ارزیابی كردند و از آنها خواستند تا نسبت به انجام آن دستورات همیشگی و حفظ جایگاه نیروهای نظامی و مشوش نكردن بیش از پیش فضای سیاسی كشور اهتمام داشته باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:19  توسط وحید مرادی نو  | 

سازمان مجاهدين انقلاب:حضور در راهپيمايی 22 بهمن به معنی تأييد انتخابات فرمايشی نيست

نوروز: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به مناسبت بیست و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران اطلاعيه‌ای صادر كرد. متن كامل اطلاعيه بدين‌شرح است:

22 بهمن ماه، یکی از روزهای فراموش ناشدنی این مرز و بوم کهن است. روزی که تلاش ها و مجاهدت های ملت بزرگ ایران، در راه شکستن استبداد مطلقه فردی و دست یابی به آرمان های دیرنه خود، یعنی استقلال، آزادی و ابتناء حکومتی برپایه خواست و رأی مردم و همچنین آموزه های تعالی بخش اسلام به نتیجه رسید. از این رو بدون شک، این روز خجسته، عیدی مبارک و روزی تعیین کننده در حیات سیاسی- اجتماعی مردم ایران است.

برهمین اساس از همان ابتدای پیروزی انقلاب، گرامیداشت آن، به مثابه بزرگداشت روزی ملی ، مورد توجه تمامی اقشار ملت بوده و همچنان خواهد بود. هرچند در طول این سالیان، برخی گروه ها و جناح ها، خاصه برخی حاکمان کوشیده اند تا این ادای دین ملت شریف ایران را ، نشانه ای بر تأیید برخی دیدگاه ها و رفتارهای خاص خود معرفی کنند اما واقعیت آن است که گرامیداشت پیروزی انقلاب اسلامی بهمن 57 از جانب مردم، پاسداشت آرمان ها و فضایل انسانی و اسلامی، خاطره رهبری خدایی و مردم محور، اتحاد و از خودگذشتگی کم نظیر ملتی بزرگ و تلاش برای برپایی حکومتی مبتنی بر آزادی، عدالت و معنویت است و هیچ نسبتی با حمایت از خائنان به اهداف و آرمان های اولیه انقلاب و رهبری آن ندارد.

امسال در حالی بیست ونهمین سالگرد پیروزی انقلاب بزرگ داشته می شود که جامعه ما در آستانه برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، شاهد یکی از زشت ترین وقایع تاریخ انقلاب در ایجاد انحراف از آرمان های این مردمی ترین انقلاب تاریخ معاصر جهان است.

امروز در آغاز سی امین سال استقرار نظام جمهوری اسلامی، که به استناد قانون اساسی آن، حکومتی مبتنی بر آرای واقعی مردم است و امور در آن از راه برگزاری انتخابات آزاد می بایست جریان یابد، شیوه برگزاری انتخابات مجلس هشتم در رد صلاحیت غیرقانونی شمار کثیری از داوطلبان انتخاباتی که در میان آنان نام تعداد فراوانی از سابقون انقلاب و یاران دیرین رهبر کبیر انقلاب نیز به چشم می آید، نگرانی بسیاری از دلسوزان نظام و انقلاب را بوجود آورده است. نگرانی از هدم اساس جمهوریت نظام و مخدوش ساختن قرائتی از اسلام که تمسک به آن یکی از پایه های اصلی شکل گیری انقلاب و استقرار نظام سیاسی منبعث از آن بود.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن تبریک فرارسیدن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، از تمامی اقشار ملت دعوت می کند تا برای زنده نگه داشتن آرمان های متعالی انقلاب بهمن 57، در آیین های گرامیداشت 22 بهمن در سراسر کشور، حضوری فعال و یکپارچه داشته و با حفظ هوشیاری، تمامی تلاش خود را برای ممانعت از استحاله روح اصلی انقلاب به نمایش بگذارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:17  توسط وحید مرادی نو  | 

از حاكم شدن تفكرات افرادی كه در تعارض بارز با دیدگاه‌های امام بوده و هستند، نگرانيم

نوروز: جبهه مشاركت ایران اسلامی با صدور اطلاعیه ای به مناسبت بیست و نهمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران اطلاعیه ای ،نگرانی خود را از زمینه‌های انحراف از آرمان‌های انقلاب و حاكم شدن تفكرات افرادی كه در تعارض بارز با دیدگاه‌های حضرت امام (ره) بوده و هستند اعلام كرد.

به گزارش «نوروز» متن كامل اطلاعیع در پی می آید:


به نام خدا
بيست و نه سال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي‌گذرد و نظام جمهوري اسلامي آرام آرام به چهارمين دهه عمر مبارك خود پا مي‌گذارد.
انقلاب اسلامي تحولي تاريخي در سرزمين ايران و پايان دوران ديرپاي ستمشاهي بود كه به مجاهدات زنان و مردان بي‌شمار و به رهبري بي‌بديل فرزانه عصر و دوران حضرت امام خميني (ره) به ثمر نشست و بناي كاخ استبداد را فرو ريخت و نويد استقرار استقلال و آزادي و پيشرفت در سايه حاكميت رأي و نظر مردم را داد.
در پاي نهال اين انقلاب خون‌هاي بي‌شماري نثار شد و جان‌هاي عزيزي فدا گشت تا اين نهال امروز به درختي ستبربدل شود و ياراي استقامت در برابر تندبادها و گزند‌ها را بيابد.
مرور خاطرات آن سال‌ها و يادآوري ايثار‌ها و فداكاري‌هايي كه ثمره آن نظام جمهوري اسلامي بود براي نسل‌ جوان و فرزندان انقلاب حاوي درس‌هاي بزرگي است كه دهه فجر فرصت مناسبي براي اين امر است و بديهي است روايت خالص و سره آن رويداد شگرف تنها راه ممكن براي پيوند نسل‌هاي گوناگون با حقيقت انقلاب است.
امروز در آستانه چهارمين دهه انقلاب اسلامي فرزندان انقلاب با چشمي نگران و قلبي اميدوار به آينده با بيم‌ها و اميدهاي فراوان دست و پنجه نرم مي‌كنند.
از يك سو بلوغ و رشد انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن اميد‌هاي فراواني را براي شكوفايي روزافزون آرمان‌هاي انقلاب و تثبيت مطالبات ملت ايران كه استقرار آزادي و عدالت و مردمسالاري و پيشرفت بوده است را ايجاد كرده و از يك سو برخي كژتابي‌ها و انحراف‌ها و خودمحوري‌ها بيم افتادن آفت در جان اين درخت تناور و آسيب‌هاي از درون به ثمرات اين انقلاب عظيم، همه دلسوزان را نگران آينده مي‌نمايد.
بي‌شك مردمسالاري و حق حاكميت رأي ملت بنيان مستحكم مطالبات مردم مسلمان ايران در انقلاب اسلامي سال 57 بود. مرور سخنان حضرت امام در روز بازگشت مباركشان به خاك وطن در مزار شهيدان انقلاب كه عصاره پيام انقلاب و مانيفست جمهوري اسلامي بود گوياي اين امر غير قابل انكار است آنجا كه فرمود: «خون هاي جوان هاي ما براي اين جهات ريخته شده، براي اينكه آزادي مي‌خواهيم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر برديم، نه مطبوعات داشتيم، نه راديوي صحيح داشتيم، نه تلويزيون صحيح داشتيم، نه خطيب توانست حرف بزند، نه اهل منبر مي توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت مي توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هيچ يك از اقشار ملت كارشان را مي‌توانستند ادامه بدهند.» و يا آنجا كه فرمود: «حق شرعي و حق قانوني و حق بشري ما اين است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد.»
امروز اما كه قريب سي سال از آن روز مبارك مي‌گذرد در حالي كه قانون اساسي برآمده از آن انقلاب راه را براي حاكميت ملت گشوده است و ساز و كارهاي لازم را در جهت استقرار دموكراسي در خود تعبيه كرده است عده‌اي در تلاشند كه مسير اين انقلاب را به انحراف بكشانند و دوباره ديوار‌هاي بلند استبداد و خودكامگي را در اين كشور حاكم گردانند و قيم‌مأبانه به جاي مردم تصميم بگيرند، دايره حق انتخاب مردم را روز به روز تنگ‌تر و تنگ‌تر كنند تا دوباره به همان شيوه گذشته مجلس كه به فرموده امام بايد عصاره فضائل ملت و در رأس امور باشد نه از منتخبان واقعي مردم كه توسط منصوبان عده‌اي خاص پر شود تا به آساني چشم بر ناكارآمدي‌ها و انحرافات ببندد و به هيچ عنوان صداي اعتراض ملت كه تن صاحبان قدرت را مي‌لرزاند از تريبون آن شنيده نشود.
جبهه مشاركت ايران اسلامي با تبريك بيست و نهمين بهار انقلاب و گرامي داشت ياد و نام شهداي گلگون كفن انقلاب و دفاع مقدس كه خون پاكشان را براي آرمان‌هاي ملت مسلمان ايران نثار كردند و نكوداشت خاطره بنيان‌گذار نظام جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره)، دستاوردهاي سه دهه پس از استقرار اين نظام مردمي را در همه زمينه‌ها مي‌ستايد و بر همه غرورآفريناني كه به جان و مال و دانش و آبروي خويش پايه‌هاي اين ايوان بلند را مستحكم كرده‌اند درود مي‌فرستد و در عين حال دغدغه و نگراني خود را از زمينه‌هاي انحراف از آرمان‌هاي انقلاب و حاكم شدن تفكرات افرادي كه در تعارض بارز با ديدگاه‌هاي حضرت امام (ره) بوده و هستند اعلام داشته و همه دلسوزان و فرزندان انقلاب را به چاره‌انديشي و اقدام عاجل براي مقابله با اين انحرافات فرا مي‌خواند.
سربلند باد جمهوري اسلامي ايران و جاويدان باد ملت سرافراز ايران عزيز
جبهه مشاركت ايران اسلامي

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:16  توسط وحید مرادی نو  | 

از حاكم شدن تفكرات افرادی كه در تعارض بارز با دیدگاه‌های امام بوده و هستند، نگرانيم

نوروز: جبهه مشاركت ایران اسلامی با صدور اطلاعیه ای به مناسبت بیست و نهمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران اطلاعیه ای ،نگرانی خود را از زمینه‌های انحراف از آرمان‌های انقلاب و حاكم شدن تفكرات افرادی كه در تعارض بارز با دیدگاه‌های حضرت امام (ره) بوده و هستند اعلام كرد.

به گزارش «نوروز» متن كامل اطلاعیع در پی می آید:


به نام خدا
بيست و نه سال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي‌گذرد و نظام جمهوري اسلامي آرام آرام به چهارمين دهه عمر مبارك خود پا مي‌گذارد.
انقلاب اسلامي تحولي تاريخي در سرزمين ايران و پايان دوران ديرپاي ستمشاهي بود كه به مجاهدات زنان و مردان بي‌شمار و به رهبري بي‌بديل فرزانه عصر و دوران حضرت امام خميني (ره) به ثمر نشست و بناي كاخ استبداد را فرو ريخت و نويد استقرار استقلال و آزادي و پيشرفت در سايه حاكميت رأي و نظر مردم را داد.
در پاي نهال اين انقلاب خون‌هاي بي‌شماري نثار شد و جان‌هاي عزيزي فدا گشت تا اين نهال امروز به درختي ستبربدل شود و ياراي استقامت در برابر تندبادها و گزند‌ها را بيابد.
مرور خاطرات آن سال‌ها و يادآوري ايثار‌ها و فداكاري‌هايي كه ثمره آن نظام جمهوري اسلامي بود براي نسل‌ جوان و فرزندان انقلاب حاوي درس‌هاي بزرگي است كه دهه فجر فرصت مناسبي براي اين امر است و بديهي است روايت خالص و سره آن رويداد شگرف تنها راه ممكن براي پيوند نسل‌هاي گوناگون با حقيقت انقلاب است.
امروز در آستانه چهارمين دهه انقلاب اسلامي فرزندان انقلاب با چشمي نگران و قلبي اميدوار به آينده با بيم‌ها و اميدهاي فراوان دست و پنجه نرم مي‌كنند.
از يك سو بلوغ و رشد انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن اميد‌هاي فراواني را براي شكوفايي روزافزون آرمان‌هاي انقلاب و تثبيت مطالبات ملت ايران كه استقرار آزادي و عدالت و مردمسالاري و پيشرفت بوده است را ايجاد كرده و از يك سو برخي كژتابي‌ها و انحراف‌ها و خودمحوري‌ها بيم افتادن آفت در جان اين درخت تناور و آسيب‌هاي از درون به ثمرات اين انقلاب عظيم، همه دلسوزان را نگران آينده مي‌نمايد.
بي‌شك مردمسالاري و حق حاكميت رأي ملت بنيان مستحكم مطالبات مردم مسلمان ايران در انقلاب اسلامي سال 57 بود. مرور سخنان حضرت امام در روز بازگشت مباركشان به خاك وطن در مزار شهيدان انقلاب كه عصاره پيام انقلاب و مانيفست جمهوري اسلامي بود گوياي اين امر غير قابل انكار است آنجا كه فرمود: «خون هاي جوان هاي ما براي اين جهات ريخته شده، براي اينكه آزادي مي‌خواهيم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر برديم، نه مطبوعات داشتيم، نه راديوي صحيح داشتيم، نه تلويزيون صحيح داشتيم، نه خطيب توانست حرف بزند، نه اهل منبر مي توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت مي توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هيچ يك از اقشار ملت كارشان را مي‌توانستند ادامه بدهند.» و يا آنجا كه فرمود: «حق شرعي و حق قانوني و حق بشري ما اين است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد.»
امروز اما كه قريب سي سال از آن روز مبارك مي‌گذرد در حالي كه قانون اساسي برآمده از آن انقلاب راه را براي حاكميت ملت گشوده است و ساز و كارهاي لازم را در جهت استقرار دموكراسي در خود تعبيه كرده است عده‌اي در تلاشند كه مسير اين انقلاب را به انحراف بكشانند و دوباره ديوار‌هاي بلند استبداد و خودكامگي را در اين كشور حاكم گردانند و قيم‌مأبانه به جاي مردم تصميم بگيرند، دايره حق انتخاب مردم را روز به روز تنگ‌تر و تنگ‌تر كنند تا دوباره به همان شيوه گذشته مجلس كه به فرموده امام بايد عصاره فضائل ملت و در رأس امور باشد نه از منتخبان واقعي مردم كه توسط منصوبان عده‌اي خاص پر شود تا به آساني چشم بر ناكارآمدي‌ها و انحرافات ببندد و به هيچ عنوان صداي اعتراض ملت كه تن صاحبان قدرت را مي‌لرزاند از تريبون آن شنيده نشود.
جبهه مشاركت ايران اسلامي با تبريك بيست و نهمين بهار انقلاب و گرامي داشت ياد و نام شهداي گلگون كفن انقلاب و دفاع مقدس كه خون پاكشان را براي آرمان‌هاي ملت مسلمان ايران نثار كردند و نكوداشت خاطره بنيان‌گذار نظام جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره)، دستاوردهاي سه دهه پس از استقرار اين نظام مردمي را در همه زمينه‌ها مي‌ستايد و بر همه غرورآفريناني كه به جان و مال و دانش و آبروي خويش پايه‌هاي اين ايوان بلند را مستحكم كرده‌اند درود مي‌فرستد و در عين حال دغدغه و نگراني خود را از زمينه‌هاي انحراف از آرمان‌هاي انقلاب و حاكم شدن تفكرات افرادي كه در تعارض بارز با ديدگاه‌هاي حضرت امام (ره) بوده و هستند اعلام داشته و همه دلسوزان و فرزندان انقلاب را به چاره‌انديشي و اقدام عاجل براي مقابله با اين انحرافات فرا مي‌خواند.
سربلند باد جمهوري اسلامي ايران و جاويدان باد ملت سرافراز ايران عزيز
جبهه مشاركت ايران اسلامي

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:16  توسط وحید مرادی نو  | 

نامه احمد توکلی به شورای نگهبان: تنگ‌نظری نکنید!

آفتاب: احمد توکلی، با ارسال نامه‌ای خطاب به اعضای شورای نگهبان، ضمن توصیه به عدم تنگ‌نظری و رعایت عدالت در بررسی صلاحیت کاندیداها خواستار تلاش بیشتر شورای نگهبان در رسیدگی عادلانه به شکایت داوطلبان ردصلاحیت شده برای حضور در انتخابات آتی شد.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:
حضور محترم اعضاي ارجمند شوراي نگهبان
سلام عليكم؛
از زحماتي كه براي حفاظت از حقوق قانوني نامزدها و نيز حق قانوني مردم براي داشتن مجلسي شايسته و متشكل از افراد ذيصلاح متحمل مي‌شويد سپاسگزارم.

در اين دوره كميت و كيفيت رد صلاحيت‌ها ابعاد خاصي يافته است كه نگراني دوستداران انقلاب اسلامي را برانگيخته است. به ويژه آنكه حفظ نفوذ و احترام شوراي نگهبان براي تداوم اسلاميت و جمهوريت نظام، هر دو، ضروري است. شكي نيست كه از شوراي نگهبان، چيزي جز نگهباني از مرزهاي قانون انتظاري نيست، مرزهايي كه ممكن است در مراحل ابتدايي، رسيدگي به صلاحيت داوطلبان، به دليل ضعف و ناتواني و يا طغيان تمايلات قبيله‌اي قومي يا سياسي شكسته شده باشد. اين لطمه بايد با دقت و همت جبران شود. اين حكم قانون و عقل است.

شواهد زيادي وجود دارد كه در اين دوره، كم تجربگي برخي مسئولان اجرايي، ثبت نام رايانه‌اي بدون آمادگي كافي و اعمال سلايق تنگ‌نظرانه باعث شده كه حق و آبروي افراد بسياري در معرض خطر قرار گيرد.

شما به خوبي مي‌دانيد كه در افكار عمومي عدم احراز به منزله درجه‌اي از بي‌صلاحيتي تلقي مي‌شود. آن وقت قطعاً راضي نخواهيد شد كه مثلاً در استاني با يك امضاء، به بهانه كمبود وقت 58 نفر با عدم احراز مواجه شوند. و يا تنگ‌نظري سبب شود حتي برخي نمايندگان فعلي به دليل مخالفت قانوني با بعضي سياست‌ها يا عملكردهاي دولت محترم رد صلاحيت شوند. حكومت، چنانكه رسول مكرم فرمود، با كفر پايدار مي‌ماند ولي با ظلم نه. يكي از نتايج تلخ اين وضعيت كاهش مشاركت مردم و تبعات سياسي نامطلوب داخلي و خارجي آن است. تبعات منفي اين نحوة برخورد، بر روحيه آزادگي ملت و افزايش خطر انحراف دولت بر شما پوشيده نيست.

با توجه به سوابق مي‌توان اميدوار بود كه با همت و صرف وقت و دقت شما فقهاي گرامي و حقوقدانان محترم حق‌هاي احتمالاً پايمال شده احيا شود و در عين حال مجلس از نفوذ عوامل ناصالح، فرصت‌طلب و رانت‌خوار مصون بماند. انتظار ما نيز همين است.

بـا احترام
احمد توكلي
نماينده تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر
در مجلس شوراي اسلامي
1386.11.20
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 22:44  توسط وحید مرادی نو  | 

سيدحسن خمينی:حضور نظاميان در سياست؛ خروج از خط امام

حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی، در گفتگو با هفته نامه شهروند امروز، به بیان دیدگاه‌‌های خود درباره آسیب‌های انقلاب اسلامی در طی 30 سال گذشته پرداخته است. این گفتگو از آن جهت که وی نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی است، حائز اهمیت به شمار می‌آید.حجت الاسلام خمینی در این مصاحبه، در یک موضع‌گیری کم سابقه، نسبت به حضور نظامیان در عرصه سیاست اعلام خطر کرده‌است. هم‌زمانی این اظهارات با سخنرانی هفته گذشته فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در آن بر ضرورت حمایت و مراقبت بسیج از جریان اصولگرایی و تلاش برای تقویت آن، تأکید شده‌بود، نیز بر اهمیت این گفتگو می‌افزاید.متن کامل این گفتگو در پی‌ می‌آید:

در آستانه سی سالگی حکومت دینی به سر می‌بریم. از نظر حضرت عالی چه راه هایی درست پیموده شده و کدامین روش ها و منش ها نادرست بوده است؟ آسیب شناسی کارنامه حکومت 30 ساله جمهوری اسلامی چگونه است؟
به دو گونه می‌توان به این پرسش پاسخ داد: یکی اینکه چه آسیب هایی را برای حکومت دینی می‌توان تصور کرد و دوم اینکه کدام یک از این آسیب ها متحقق شده است.

اولین و مهمترین آسیبی را که می‌توان بر سیر حکومت 30 ساله اسلامی متصور شد، چیست؟
اولین رکن جمهوری اسلامی «اتکال به خدا» است؛ یعنی پذیرش مبدا قانونگذاری که فعال مایشاء است. این رکن در دل نیروهای انقلاب نور و شوری را ایجاد می‌کند که آنها بیش از «من» به «خدا» می‌اندیشند؛ نماد این مسئله، «شهید حسین فهمیده» است که نارنجک به خود می‌بندد و زیر تانک می‌رود. در حالی که در انقلاب‌های دیگر به جای این رکن، ایدئولوژی، حزب، وطن و ... قرار می‌گیرد. در این مقطع، «نفسانیت» از بین می‌رود. انهدام نفسانیت، رمز بزرگی در توفیق انقلاب اسلامی بوده است.

پس از انقلاب اسلامی، به صورت مثال این مساله در وجود «مرحوم آیت‌الله طالقانی» بسیار روشن است. اگر «منیت‌ها» در ایشان قوی بود، به ظن قوی می‌توانستند مشکلاتی را برای امام ایجاد کنند؛ البته سدی بر سر راه انقلاب نمی‌توانستند ایجاد کنند ولی می‌توانستند برای مسیر انقلاب مشکل ساز شوند. مرحوم طالقانی با توجه به باور دینی نیرومندی، نفسانیت خود را نمی‌بیند، اگرچه گلایه‌هایی داشت، اما پس از دیدار با امام، سخنرانی معروفی در دفاع از انقلاب و امام انجام می‌دهند. هر آفتی به این نقطه برخورد کند، موتور محرکه انقلاب یا حکومت اسلامی را کند می‌کند. البته این مساله فقط مختص انقلاب ما نیست، بلکه انقلاب‌های دیگر و حتی صدر اسلام هم اینگونه بوده است. نیروهای اولیه انقلاب به دنبال «من» نبوده‌اند آنها به فدا کردن خویش در راه آرمان مقدس می‌اندیشیدند، اما به مرور یا حطام دنیا یا قدرت، می‌آید و راهزن می‌شود. آرام آرام «من»، زندگی من، رفیق من یا جناح من برای نیروهای انقلابی در جایگاه ارزش‌ها و در جایگاه خدا می‌نشیند.

اکنون آیا این اتفاق در بستر جامعه و حکومت محقق شده است؟
بله، در توده جامعه ـ مختص فقط مسوولان نیست ـ این حس ندیدن «من» و انهدام «نفسانیت» از بین رفته است. در برخی نظرسنجی‌ها هم می‌توان این مساله را دید افراد بیشتر به دنبال منافع خود هستند. اگر نگوییم صددرصد، لااقل نسبت به دهه آغازین حکومت جمهوری اسلامی این مساله بسیار کمرنگ‌تر شده است.

این نگاه شما در مقابل فردگرایی و مخالفت با منافع تک‌تک افراد جامعه، وجه تمایز آن با نگاه سوسیالیستی چیست؟ در حالی که همواره در فقه بر منافع فرد تاکید شده است و اصولاً مخاطب رساله‌های عملیه فردیت مومنان است و از سوی دیگر مقام «فناء فی‌الله» هم در عرفان اسلامی مورد تاکیدش قرار گرفته است. نسبت به سخن شما با این نگاه‌ها چیست؟
در نظام لیبرالیستی اصل بر فردیت انسان‌ها است و حتی دولت‌ها باید به سمت کوچکتر شدن حرکت کنند. حتی در لیبرال دموکراسی، دموکراسی در قلمرو محدود نشدن آزادی‌ها و ارزش‌های لیبرالیسم پذیرفته می‌‌شود. در مقابل سوسیالیست‌ها هستند که همه چیز را در مقام جامعه و حزب می‌بینند و حتی هیچ ارزشی ندارد که افراد به ماهو (جزء جزء) افراد از بین بروند تا اینکه کل باقی بماند، یعنی تفکر ام‌القرایی در آنجا حاکم می‌شود. مراد بنده نه هنجارهای نظام لیبرالی است و نه ارزش‌های جامعه سوسیالیسی. بحث بنده بیشتر به «نفسانیت» باز می‌گردد که می‌تواند در مقابل «نفسانیت» فردی قرار گیرد. مرادم از نفسانیت، هر چیز غیر خداست. ممکن است که گاهی یک حزب یا یک جامعه با هر مرام و اندیشه‌ای مساله‌ای را برای غیر خدا بخواهد. از این‌رو، موضوع بحث بنده نیز «اتکال به خداوند» است یا به تعبیر امام (ره) «انگیزه الهی».

حال چگونه می‌توان این نفسانیت را ارزیابی کرد؟
نفسانیت معیاری دارد، خط‌کش و ملاک و مناط آن شهودی است. همه با مراجعه به نفس خودشان آن را می‌یابند. فردی ممکن است که سخنانی در تهییج مردم به نفع جمع ایراد کند، اما زاییده نفسانیت‌اش باشد یا این تهییج را به سمت یک فعالیت اقتصادی سوق دهد، ولی در مسیر نفسانیت نباشد. در دهه آغازین انقلاب، آن مساله‌ای که پررنگ است، همین مخالفت با نفسانیت است؛ یعنی در انگیزه نیروهای انقلاب، یک انگیزه الهی به چشم می‌خورد، البته گاهی این مساله به صورت صوری در می‌آید. به عنوان نمونه آغاز هر سخنرانی، ولو درباره یک اپیدمی، با قرائت یک آیه از قرآن همراه می‌شود. اگر چه این مساله از دیدگاه ما، گاهی افراطی شده، اما نفس این حرکت که پدید آورنده انقلاب بوده، یک انگیزه الهی داشت و اساساً شاید بتوان گفت ایجاد انقلاب، جز با نفی «من» و با فداکاری ممکن نیست. البته این فداکاری در انقلاب اسلامی، برای خداست و در انقلاب سوسیالیستی با مرام تحقق کمونیسم و در انقلاب دیگر با هدف تحقق دیگر.

پس غلبه فرد بر جامعه یا جامعه بر فرد نبوده؛ خداوند ملاک است؟
ممکن است برخی سوسیالیستی می‌اندیشیدند و در همان مقطع، گروه‌هایی فردگرا بودند. اما در عین حال در هر دو جریان و یا اگر جریانات دیگری هم بودند، باز عنصر نفسانیت کمرنگ بود. البته یادمان باشد که فردگرایی در آن مقطع بیشتر از آن کسانی بوده است که اکنون به عنوان «راست سنتی» شناخته می‌شوند و بر فقه سنتی تاکید می‌کردند و همچنین از آن برخی افراد که از آنها به عنوان‌ «لیبرالی» یاد می‌شد. اما در دو طرف، یک حس الهی مشهوده بوده است. به هر حال مهم، فردگرایی لیبرال یا جمع‌گرایی سوسیال نیست، بلکه مهم نفی نفسانیت است. نفسانیت هم با فردگرایی و هم با جمع‌گرایی قابل جمع است.

پس «نفسانیت» از چه زمانی در جامعه و حکومت ظهور و بروز کرد؟
پس از دوران دفاع مقدس، یک بازخورد اجتماعی شکل گرفت و عده‌ای خیال کردند، عقب افتاده‌اند، لذا به دنبال ثروت افتادند و از سوی دیگر «قدرت» برای برخی شیرین و به یک «اصل» مبدل شد.

یعنی این اتفاق، پس از پایان جنگ شکل گرفته است؟
شاید نمود آن پس از جنگ است. بنده نمی‌خواهم بگوییم که علت بروز این مساله جنگ است یا نیست؛ بلکه جنگ پایان یک پارادایم روح و سنت ده ساله را تغییر داد. البته نمی‌گویم که باید آن روند و روال گذشته ادامه می‌یافت، بلکه می‌توانستیم برخی تغییرات را در سرفصل گفتمان پس از جنگ مربوط نبود، بلکه عمر انقلاب نیازمند روح جدیدی بود تا دمیده شود. از سوی دیگر، نمی‌توان کاریزمای حضرت امام (ره) و خلأ کاریزمای پیامبر گونه ایشان را نادیده گرفت؛ چرا که برخی در این خلأ به یک دوران جدیدی اندیشیدند.

کدام نمونه بارز ظهور نفسانیت و مخالفت امام با آن را می‌توان به یاد آورد و به آن اشاره کرد؟
به نظر بنده، تنبه امام به اینکه نظامی‌ها نباید در سیاست دخالت بکنند، یکی از این دغدغه‌ها و مسائل است. چون که تفاوت عنصر نظامی و سیاسی تنها در این است که نظامی تفنگ دارد. یکی از بزرگترین معیارهایی که می‌توان گفت، جامعه از راه امام خارج شده است یا نه؟! «حضور نظامیان در عرصه سیاست» است. کسانی که مدعی هستند که به امام (ره) وفادارند، باید نسبت به دستور صریح امام (ه) با تمام وجود حساسیت نشان دهند. همانطور، در زمانی که فردی مدعی شود، ولایت از آن فقیه نیست، همه باید بگویند، در اندیشه امام هست و نسبت به این موضع حساسیت نشان دهند، باید در برابر «ورود نظامیان به عرصه سیاست» هم حساسیت داشته باشند. اگر اینگونه نباشد یا دروغ می‌گویند و یا دچار تناقض هستند. لذا به نظر می‌رسد، انگیزه الهی به دنبال طرد نفسانیات است و نفسانیات هم در طرد ثروت‌طلبی و قدرت‌طلبی خلاصه می‌شود. گاهی فردی 6 صبح تا 12 شب کار می‌کند، اما این فعالیت‌‌ها برای خداوند نیست و همین که این مساله سر زبان‌ها باشد، برایش شیرین است. یا فردی ساده‌زیست است، اما هیچ‌گاه از قدرت دست برندارد و ...

شاید تاکیدات امام (ره) درباره عدم حضور نظامیان در سیاست برای سال‌های جنگ بود که انرژی آنان فقط در جنگ متمرکز شود، اما حالا که جنگ پایان یافته، دیگر فضا تغییر کرده و این سخنان برای آینده نباشد.
این موارد در وصیتنامه ایشان آمده و برای آیندگان نوشته شده است.

سوال اینجاست که اگر امام حیات داشتند، با این پدیده چگونه رفتار می‌کردند؟ شما با گروهی از نظامیان روبه‌رو هستید که برای جنگ تلاش کردند و از کشور محافظت کردند. آیا اکنون با پایان جنگ فعالیت‌های آنها فقط در پادگان‌ها مختص می‌شود؟
ترک نظامی‌گری کنند و سپس وارد عرصه سیاست شوند. عدم حضور نظامیان در میدان سیاست یک معیار برای بقای جریان و اندیشه سیاسی امام است؛ برای اینکه اولاً مشخص شود که چه مقدار به اندیشه امام (ره) وفاداریم و ثانیاً اگر عنصر نظامی می‌خواهد وارد عرصه سیاست شود، باید نظامی‌گری را فراموش کند. چرا که حضور تفنگ در عرصه سیاست یعنی پایان گفتمان سیاسی.

در بحث اخلاقی اجتماعی؛ آیا مردم و جامعه فقط مقصر ظهور «انسانیت» است؟
خیر، در دوره آغاز این پارادایم جدید، خطبه‌های مفصلی خوانده شد که بازخورد تجمل‌گرایی در جامعه یافت. آن خطبه‌ها به دنبال توجه دادن مردم به خارج شدن از تظاهر به فقر بودند، اما زمانی که سخن شنیده شد، تجمل تفسیر شد. برای آغاز رویکرد اقتصادی، فعالیت بیشتر لازم است و برای فعالیت بیشتر، قطعاً منافع فردی انگیزه بسیار زیادی است. به عنوان نمونه در دوره اتحاد جماهیر شوروی، لنین آمد و اجازه داشتن مزرعه‌های کوچک را داد. البته بنده منافاتی میان فعالیت برای زندگی شخصی و دریافت سرمایه و انگیزه الهی نمی‌بینم. اما در این مرحله یک نوع از نفسانیت در جامعه بروز کرد.

پس بعد سیاسی نفسانیت را در حضور نظامیان در سیاست و قدرت‌طلبی آنان و بعد اقتصادی آن را در ارزش شدن ثروت‌اندوزی می‌بینید؟
بعد سیاسی آن فقط به نظامی‌ها مختص نمی‌شود، بلکه سیاسی‌ها هم در این عرصه گام برداشته‌اند. ما در زمان امام (ره) ملاحظه می‌کنیم که ایشان فرمودند اگر فردی از شما بهتر است، از سمت خودتان استعفا دهید و فردای آن روز یکی از وزرا استعفا می‌دهد. در حالی که روی سخن امام به شخص ایشان نبوده، بکله به صورت کلی و عمومی این اظهارات را بیان کرده بودند. این اتفاق در دوره ما رخ نمی‌دهد. حتی در آغاز شکل گیری سپاه و شروع جنگ، برخی از سپاهیان حاضر به قبول فرماندهی نبودند؛ مسوولیت‌ها و مشکلات را می‌پذیرفتند، اما از قبول سمت و عنوان استنکاف می‌کردند.

دیگر آسیبی که می‌توان در نوع سیاست‌ورزی در انقلاب اسلامی یافت چیست؟
آسیب دوم از دست رفتن «وحدت کلمه» است. البته به نظر بنده، در دوره پیدایش مجمع روحانیون یک کار بزرگ از سوی امام صورت می‌گیرد. در حالی که در انقلاب‌های دیگر نمونه‌های متفاوتی وجود دارد. به عنوان مثال در اتحاد جماهیر شوروی، زمانی که چرننکو قصد دارد پس از آندروپوف دبیر کل حزب شود، بعدها نوشته شد که در درون حزب بر سر این مساله به شدت اختلاف بود. نسل جوان با او مخالف بودند و پیرهای حزب حامی او.

اما این اختلاف در دفتر سیاسی حزب مطرح می‌شود و وقتی می‌خواهند در مجمع عمومی حزب اعلام کنند، آقای گورباچف که رهبری مخالفان را بر عهده داشت، پیشنهاد دبیر کلی را مطرح می‌کند. این در ظاهر داستان امر شیرینی است، اما حدوث چینی مساله‌ای کار را به جایی می‌رساند که اضمحلال شوروی را در پی دارد، یعنی همه چیز فدای حفظ حزب می‌شود و همه می‌گویند حفظ حزب می‌شود و همه می‌گویند حفظ حزب می‌شود و همه می‌گویند حفظ سیستم نابود می‌شود. چرا که مدیران سیستم، ضعف‌های خود را با بهانه حفظ سیستم و شاکله حکومت می‌پوشانند در چنین وضعی واقعیت امر، حفظ حکومت نیست، بلکه حقیقت این است که کسی علیه من سخن نگوید. بع عبارت دیگر، شعار قشنگ و دل فریب حفظ وحدت، وسیله‌ای می‌شود برای اینکه کسی انتقاد از من نکند یا کسی نخواهد من را متهم به اشتباه کند. «پیدایش مجمع روحانیون و پذیرش اینکه ما دو جریان داریم که این دو جریان در برابر جامعه از یکدیگر انتقاد می‌کنند و در مقابل یکدیگر مواضع مستقل و متفاوتی ارائه می‌کنند؛ و این هیچ ایرادی ندارد»، یک راهکار بسیار هوشمندانه از ناحیه امام بود. اما یک مطلب را فراموش نکنند و آن اینکه امام (ره) می‌فرمایند هدف نهایی که حکومت اسلامی است، فراموش نشود. نمونه خارجی این مساله، آمریکایی‌ها هستند که بدترین تهاجم‌ها را احزاب دموکرات و جمهوری‌خواه نسبت به یکدیگر دارند، اما در مسائل کلان هر دو، پای وحدت منافع ملی خودشان در کنار یکدیگر می‌ایستند. ما هم در برابر ارزش‌هایی همچون حکومت اسلامی، منافع کلان ملی و تمامیت ارضی در مقابل دشمن می‌ایستم ولی در محدوده‌ای بیرون از این، باید از هم انتقاد کنیم و ضعف‌های هم را بگوییم. بنده از چنین ساز و کار و رفتار سیاسی به عنوان وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت تعبیر می‌کنم.

یادمان باشد که تاسیس و مشروعیت دادن به مجمع روحانیون ای سوی امام (ره) در حالی صورت گرفت که برخی از سران کشور به امام گفته بودند، این مساله خطرناک است و ممکن در جبهه‌ها مشکل ایجاد کند و مردم دلسرد شوند، اما امام با توجه به اینکه «پشت سر مصلحت سنگر گفتن» فساد آور است، بر وجود دو جناح و دو دیدگاه در کشور، تاکید کردند. البته باید این دو جناح یا چند جناح در چارچوب کلی اصل انقلاب و مبانی نظام وفادار بمانند.

شما نمونه‌ای را در تایید وجود کثرت در عین وحدت مطرح کردید؛ آیا دیگر نمونه‌ها به ویژه از سوی برخی سنتی‌ها و عالمان دینی که به گونه‌ای دیگر از آن استقبال شد و انتقادات آنان ادامه نیافت، نمی‌تواند این باور شما را نقض کند؟ همچنین برخی شکل‌گیری مجمع روحانیون مبارز را به دلیل قرابت فکری آنان با امام و کارگزاری اندیشه ایشان می‌دانند، آیا پیدایش این مجموعه را با توجه با این دو مساله، می‌توان دلیلی بر تکثر دانست؟
نظر بنده این است که در درون نیروهای انقلاب باید بپذیریم که دو یا چند جریان وجود دارد و برای حفظ وحدت نیاییم از هر گونه نقد درون گروهی جلوگیری کنیم؛ این بدین معنا نیست که هر کاری انجام دهد، مورد پذیرش است.

عرض بنده این است که این مساله از حیث مفهومی پذیرفته شده بود البته در مرحله استقرار نظام. هیچ فردی نمی‌تواند بپذیرد، در زمانی که نظامی هنوز شکل نگرفته، هر فردی بتواند هر حرفی را که مخل و از بین رونده اصل نظام است، مطرح کند. وقتی می‌گویم تکثر، مراد کثرت مطلق نیست، بلکه کثرتی است که مقید به وحدت است. آنچه که به عنوان یکی از فروض وحدت کلمه شناخته می‌شود، کثرت در عین وحدت است. شما زمانی می‌توانید انتقاد کنید که مثالی را بیاورید که کثرت عین وحدت نباشد. اگر موردی بود، تازه آن نقض مصداقی است که ربطی به مفهوم مورد نظر بنده ندارد. امام (ره) به مفهوم کثرت عین وحدت مشروعیت بخشیده بودند، ولو اینکه بعضاً در آن زمان، توسط گروهی از حاکمان مورد عنایت قرار نگرفته باشد.

اثر مستقیم این مشاوره و تصمیم جمعی و کثرت سیاسی در تصمیم‌گیری حکومت چیست؟
اتفاقاً می‌خواستم در بحث سوم آسیب‌شناسی انقلاب و حکومت اسلام به آن اشاره کنم. بحث سوم «تشخیص درست موقعیت زمان» است. تشخیص میان اینکه زمان جنگ است یا صلح، بزنگاه پیروزی است یا نه. ممکن است تمامی عوامل باشند، اما یک لحظه، یک تشخیص اشتباه به بحرانی بینجامد . مثال‌های معروفی در این باره وجود دارد؛ مثلاً اگر «قوام» آن اعلامیه معروف «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» نمی‌نوشت، حوادث بعدی اینگونه نمی‌شد. آقای سید حسن مدرس که یکی از افراد مورد عنایت امام است، یکی از نمونه‌های مسلط به اهرم تشخیص درست موقعیت است، ذکاوت‌هایی دارد که کمتر در دیگران شاهد آن هستیم.

گاهی متاسفانه در رفتار متدینین ما «ساده اندیشی» جلوه‌گر است. لذا بنده معتقدم که اگر دو چیز در یک جا جمع شوند، دنیا را تکان می‌دهد؛ یکی عقل و دیگری دین. اگر دینداری عاقل بوى، منشا تحول بزرگی خواهد بود. تاریخ ایران پر از انسان‌هایی با ایمان بالا و اقبال‌های مردمی است که تشخیص‌‌های نادرستی داشته‌اند. این مساله نشان از مشکل عدم شور و مشورت در سیستم‌های حکومتی ماست که امور به تصمیمات فردی می‌انجامد. بدین سان؛ می‌توان به تشخیص درست قوام‌السلطنه در سال 1325 که با برگه‌های آمریکایی‌ها بازی کرد و توانست آذربایجان را بازگرداند و یا تشخیص نادرست مصدق، در فاصله 25 تا 28 مرداد 32 و «فاطمی»، در نوشتن آن مقاله تند علیه شاه و راهپیمایی حزب توده با پرچم‌های سرخ و همچنین تشخیص درست امام (ره) در اعلام حضور مردم در 21 بهمن 57 در خیابان‌ها اشاره کرد، این‌ها می‌توان نمونه‌هایی از تشخیص‌های درست یا نادرست موقعیت در تاریخ ایران باشد.

یعنی به راحتی می‌توان به درستی یا نادرستی تشخیص شخصیت‌های تاریخی اشاره کرد؟
البته تجربه بسیار مهم است: «خوش بود گر محک تجربه آید به میان / تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد» حادثه‌های تاریخی را نمی‌توان به عقب بازگرداند، اما باید منصفانه و همه جانبه و با توجه به زمان صدور آن حادثه به رویدادهای تاریخی نگریست. به عنوان مثال بنده و شما روی درختی نشسته‌ایم، بادی می‌آید، از نظر قواعد عقلی این درخت با این باد می‌شکند، حال چه باید کرد؟! اگر از درخت بپریم، دستمان می‌شکند و اگر درخت بشکند و بالای آن بوده باشیم، می‌میریم. بنده می‌پرم و شما نمی‌پرید، از قضا درخت نمی‌شکند، دست من شکسته می‌‌شود ولی مشکلی برای شما اتفاق نیفتاده است. از نظر بنده، حتی با این وجود، تصمیم شما اشتباه بوده و حق با بنده است. عمل درست، عملی است که نتیجه درستی بدهد اما عمل مقبول و قابل دفاع عمل کردن به عقل است. در نقد تاریخ، فرق میان رفتار قابل دفاع وجود دارد.

برای رسیدن به تشخیص درست در موقعیت‌های مختلف، چه مساله‌ای باید مد نظر قرار گیرد؟
برای رسیدن به تشخیص درست، باید حلقه مشاوران قوی انتخاب و ایجاد کرد طبقات مشاورین باید شکل‌ گیرد. بگذارید در ایام پیروزی انقلاب به یک رفتار هوشمندانه امام در مدیریت سیاسی اشاره کنم. وجود یک شورایی در آن مقطع در کنار امام (ره)؛ رهبر معظم انقلاب [آیت‌الله خامنه‌ای] و آقایان هاشمی، موسوی اردبیلی، میرحسین موسوی و مرحوم پدر بنده [حاج سید احمد آقا خمینی] که هر کدام سرسلسله‌ای از یک جریان بودند، باعث می‌شد که همه نیروهایی که در کشور مشغول فعالیت بودند خود را در قدرت سهیم بدانند چرا که همه آنها می‌توانستند هر عقیده‌ای را حداکثر با یک واسطه با امام و شورای سران منتقل کنند و مطمئن باشند که این نظر در تصمیم‌گیری‌ها لحاظ شده است. و از سوی دیگر به دلیل اینکه آنان در تصمیم‌گیری موثر بودند، مجبور به توجیه بدنه جریان خویش هم بودند؛ ولو رای احدی از افراد مخالفرای سایرین باشد.

شورای انقلاب به نوعی همین وظیفه را عهده‌دار بود و بحران را مدیریت می‌رکردند؛ اگر جه این شورای پیش از انقلاب در عدم حضور امام در ایران شکل گرفت، اما پس از ورود امام نیز ایشان به ادامه فعالیت‌های این شورا مصر بودند البته تا شکل گیری دولت موقت این شورا به فعالیت خود ادامه داد. پس از این مقطع نیز در قالب شورای 5 نفره سران، مشورت‌ها ادامه یافت.

شما تشکیل و نقش شورای مشورتی را مقدم بر نبوغ فردی می‌دانید؟
یک نبوغ فردی باعث به وجود آمدن چنین جریانی در کنار خود می‌شود. کسی که مجموعه نیروهایش را همراه دارد، نبوغ فردی‌اش حکم می‌کند مشاوره کند، ولو اینکه نظرش را بخواهد حاکم کند، مشاوران باید در کنار تصمیم‌گیری‌اش حاضر باشند و سخنان آنان را بشنود. نکته دیگری که در آن شورا شکل می‌گیرد، یادگیری تجربه مدیریت از رهبری است. ارجاعاتی که امام به این شورای 5 نفره دادند، حدود دو، سه جلد کتاب می‌شود؛ از سال 63ـ62 تا پایان حیات امام.

این شورا، ساختار اولیه مجمع تشخیص نبوده است؟
خیر، علیرغم وجود این شورا، مجمع تشخیص مصلحت هم شکل گرفت. این شورا، اساس شورای مشورتی رهبری بود که در کنار امام (ره) به مشورت در اساس و امور نظام می‌پرداخت.

فقط در مقام مشورت بود؟
نه فقط مشورت، این شورا در مقام تصمیم‌گیری عمل می‌کرد. امام نیز نظر این شورای را وتو نمی‌کردند. این شورا، نمادی از مجموعه حاکمیت بود و براساس مصداق کثرت در عین وحدت می‌توان آن را تفسیر کرد. وجود این شورا، باعث می‌شده که انتقادات هم تند و تیز نشود و نهاد کاریزمای نظام حفظ شود.

برای تشخیص درست موقعیت، فقط این راه را می‌توان مد نظر قرار داد؟
البته این مورد از جمله راه‌هاست. الزاماً این تنها راه نیست، بلکه ممکن است، راه‌های دیگری هم تعبیه کرد. این راه آزمون شده و مجرب است، باعث شد افراد یاد بگیرندکه بتوانند برای تمام جامعه تصمیم بگیرند. البته ممکن است که آن فرد، برخی اوقات تصمیم خود را بر تصمیم مجمع مشورتی مقدم بدارد.

در کنار بحث «تشخیص موقعیت» و شکل‌گیری «حلقه مشاوران» می‌توان به چه مساله‌ای اشاره کرد؟
حضور مردم؛ حضور مردم هر کجا که شکل گرفته، رمز توفیق انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بوده است. اگر روزی حرکتی، تصمیمی و یا عملکردی حضور مردم را کمرنگ کند؛ چه با توجیه دینداری و چه بهانه دیگری، این حرکت آفت انقلاب و نظام خواهد بود. هر رفتاری طیفی از جامعه را نسبت به اصل حکومت بی‌تفاوت بکند، آن رفتار مطمئنا آفت انقلاب است.

مراد شما از حضور مردم چیست؟ آیا حضور فقط در انتخابات مدنظر شماست؟
حضور مردم یعنی اینکه آنها احساس کنند، حاکمیت متعلق به آنهاست. از منظر «حضور مردم» باید همه آحاد ملت احساس کنند که در راس هرم قدرت دخالت دارند. جریان انتخاب آقای احمدی‌نژاد؛ چه گروهی بپسندند و چه نپسندند، این تاثیر را داشته است که مردم احساس کردند رای آنها در امور کشور دخالت دارد. لذا از این حیث رای آوردن او و همچنین تمایل مردم در دوره پیشین به آقای خاتمی یک ارزش است؛ اینکه جامعه احساس کند که کسی نمی‌تواند برای او تصمیم بگیرد، از این حیث، فرقی نمی‌کند که بگوییم تاثیر‌گذاری‌ نهادهای مدنی و احزاب مهم است و یا تاثیر توده مردم ـ پوپولیسم ـ آنچه مهم است آن است که جامعه باید استنباط کند که در آوردن و بردن حاکمان دخالت دارد. در مقاله‌ای خواندم که اول انقلاب، ضعف دولت مرکزی باعث شده بود که برخی طمع کنند تا با تمسک به قومیت‌گرایی، بخشی از ایران را جدا کنند. نکته قابل توجه مقاله‌ای بود نویسنده نوشته بود که طمع‌کنندگان متوجه نبودند، انقلاب به واسطه اینکه مردم، دولت را از آن خودشان می‌دانستند، هرکسی در هر نقطه‌ای از کشور، خود را سرباز حاکمیت می‌‌پنداشت، لذا جدایی مقابله با دولت مرکزی نبود، بلکه با تک‌تک مردم جامعه بود. این احساس باید همچنان وجود داشته باشد که تک‌تک افراد حس کنند، حاکمیت از آن‌شان است و برای این حاکمیت، ولو اینکه جان خود را بدهند، با مخالفان حاکمیت مقابله می‌کنند.

چه چیزی «حضور مردم» را تضعیف می‌کند؟
هر آنچه که این حضور را تضعیف بکند، آفت نظام انقلاب است. هر رفتاری که این احساس (ولو در بخش کوچکی از جامعه) را از بین ببرد که آنها سهیم در قدرت و پیدایش و برداشت از این حکومت هستند، آفت است.

در سال‌های اخیر به موضوع خرافات و ادعاهای خاص بسیار پرداخته شده است. این موضوع را به عنوان یکی از آفات انقلاب چگونه ارزیابی می‌کنید؟
خرافه در کوتاه‌مدت ممکن است، اثر خودش را به صورت اعتقادات ظاهری دینی به جا بگذارد، اما بستر غیر مناسبی است. انقلاب ما زمانی شکل گرفت که اندیشه دینی مترقی حاکم بوده است؛ چه آقای مطهری و چه آقای شریعتی، و این اندیشه مترقی تا جایی پیش رفت که امام در برابر جنبه‌های افراطی این اندیشه فرمودند: عزاداری به نحو سنتی باشد و یا اینکه می‌فرمودند محرم و صفر اسلام را نگه داشته، در برابر آن اندیشه‌ای بود که از آن سوی بام در حال افتادن بود. جریان‌هایی همچون استخاره، خواب و خواب‌نمایی‌ها به آن صورت وجود نداشت. در آستانه انقلاب یک «دین عقل‌گرا»، به روز و به دور از خرافه وجود داشت که باعث حرکت و جریان می‌شد و در مقابل رکود و خمود بود، از این دین اندیشه جهانی به وجود آمد در حالی که آرام آرام به سوی دین خرافه‌گرا رفتیم.

امام هیچ‌گاه در رفتارهای شخصی خودشان استخاره نمی‌کردند یا به خواب ترتیب اثر نمی‌دادند. نمی‌گویم این مسائل درست نیست که بسیاری از آنها غلط است ولی زمینه‌هایی است که اگر به آن توجه کنید، معلوم نیست، از آن چه محصولی به وجود آید. بستری فراهم می‌شود که انتهای آن در اختیار ما نیست، بلکه جریان دیگری شکل‌ می‌گیرد. لذا خرافه، یکی از آفات حومت دینی است. البته باید مرادمان از خرافه مشخص شود و تعریفی از آن ارائه کنیم لذا می‌توان گفت هر اندیشه‌ای که دلیل عقلی یا نقلی محکم برایش وجود نداشته باشد، آن خرافه است. اینکه ترتیب اثر به فلان خواب بدهیم، دلیلی برایش وجود ندارد و حجت شرعی برایش نیست.

البته باید مراقب باشیم از آن سوی هم نیفتیم؛ توسل و دعا از امور مسلم است. پس یکی از آفات انقلاب خرافه و تحجر است. البته روی دیگر این سکه «آفت دین‌گریزی» است، به معنای اینکه اساساً عقلانیت محض دین ستیز یا غیر دینی را بر رفتارمان حاکم کنیم و تمسک به منابع دینی نداشته باشیم. این هم نکته مهمی است که کمتر از آفت خرافه نیست. خلاصه کلام آنکه ما در رفتارهای اجتماعی و حتی در رفتارهای شخصی خویش باید تابع عقل فردی و جمعی و نقل مسلم باشیم. نقل مسلم یعنی حکمی که دلیل مسلم بودن آن در متون دینی وجوددارد. حتی باید توجه کرد که ممکن است بگوییم احکام مستحبی که از دلیل «من بلغ» استفاده می‌شود، قابلیت طرح اجتماعی ندارد. چرا که برای اینکه مساله‌ای تبدیل به «هنجار» شود باید حتماً دلیل محکم داشته باشد. البته این خود جای بحث مفصلی دارد که باید بحثی فقهی درباره آن کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 22:33  توسط وحید مرادی نو  | 

انتقاد شديد نماينده ولی‌فقيه و امام جمعه گرگان از ردصلاحيت‌ها

آيت‌الله نورمفيدی:
رد صلاحيت‌ها به هيچ عنوان قابل دفاع نيست

نوروز: آیت الله نورمفیدی نماینده ولی‌فقيه در استان گلستان و امام جمعه گرگان در دیدار جمعی از اقشار مردم با انتقاد شديد از ردصلاحيت گسترده نامزدهای انتخابات مجلس هشتم گفت: هیچ کس نمی گوید کسی که نظام و رهبری و اصول قانون اساسی را قبول ندارد می‌تواند خود را کاندیدای نمایندگی مجلس کند ولی در تطبیق این معیارها با افراد باید قانون ملاک باشد و با سعه صدر برخورد شود.

به گزارش خبرنگار نوروز از گرگان، ايشان ادامه داد: آنچه این روزها موجب سوالاتی در بین بسیاری از دلسوزان انقلاب از گرایشات مختلف سیاسی شده مسئله رد صلاحیت‌هاست. برخی افرادی که رد صلاحیت شده‌اند، مقام معظم رهبری نیز نسبت به آنها شناخت کامل دارند و من مطمئن هستم که ایشان ردصلاحیت آنها را نمی‌پسندد. خود مقام معظم رهبری کرارا در تذکراتی که داده‌اند، بر رعایت قانون و سعه صدر و جلوگیری از تضییع حقوق تاکید کرده‌اند.

وی ادامه داد: من اطمینان دارم اگر هیات‌های اجرایی و نظارت فرمایشات مقام معظم رهبری را نصب‌العین خود قرار دهند، هیچ مشکلی پیش نمی آید. فرمایشات رهبری صریح است، ایشان در مورد رعایت قانون خطاب به مسئولین ذیربط گفته‌اند:«آقایان خط قانون را ملاک قرار دهند و بر طبق قانون کارکنند، اینکه باشد کسانی که حقیقتا عناد دارند، نمی‌توانند بهانه‌جویی کنند». همچنین رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند: «دایره محرز را خیلی تنگ نگیرید، یکی از شرایط، التزام به اسلام است، آن التزام شدید کذایی که با اندک چیزی که دیده می‌شود مخدوش می‌گردد معلوم نیست برای نماینده مجلس لازم باشد. گاهی مثلا یک نفر در فضایی قرار می‌گیرد هیجانی می‌شود و حرفی می زند که ممکن است حرف خوب و درستی نباشد اما حاکی از عدم التزام آن شخص به دین یا جمهوری اسلامی نیست».

امام جمعه گرگان ادامه داد: اینها عین فرمایشات رهبری است. بنابراین اگر قانون ملاک باشد و با سعه صدر برخورد گردد، بسیاری از مشکلات حل می‌شود. ما نباید دایره التزام به دین و نظام را این قدر تنگ کنیم که حتی دلسوزان انقلاب و نیروهای خدوم و متعهد از گردونه انقلاب خارج شوند. این مسئله آثار و تبعات سویی دارد.

نماینده مردم گلستان در مجلس خبرگان رهبری افزود: خدا شاهد است من این مطالب را از سر دلسوزی و به عنوان یک روحانی عرض می‌کنم که بسیاری از این نیروهای جوان علاقمند به امام و رهبری هستند و ممکن است بعضا اشتباهاتی نیز داشته باشند، با این برخوردها دلسرد می شوند و این به نفع نظام و انقلاب نیست. ما باید دست به دست هم دهیم تا با برگزاری انتخابات پر شور اقتدار ملی و امنیت کشور را تنظیم کنیم و کاری کنیم که دشمنان طمع کار از این مرز و بوم مایوس شوند. بنده با شناختی که از اکثریت فقهای محترم شورای نگهبان دارم، امیدوارم در فرصت باقی مانده نسبت به جلوگیری از تضییع حق بعضی افراد اقدام نمایند تا شاهد برگزاری یک انتخابات با شکوه باشیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با گرامیداشت ایام الله دهه فجر و پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی اظهار داشت: رمز پیروزی انقلاب وحدت کلمه و رهبری حضرت امام(ره) بود و آنچه که همیشه و در مواقع حساس و شرایط بحرانی این کشور را حفظ و در مسیر پیشرفت قرار داده وحدت ملی بوده است.

امام جمعه گرگان با اشاره به پیشرفتهای کشور در طول سالهای پس از انقلاب گفت: اگر بخواهیم اهداف سند چشم‌انداز بیست ساله که مورد تایید مقام معظم رهبری نیز هست، محقق شود باید از ظرفیتهای همه نیروهای انقلابی و خدوم استفاده شود و یکی از مسایلی که در این شرایط می‌تواند در خنثی کردن توطئه بدخواهان این ملت موثر باشد، حضور گسترده مردم در انتخابات آتی است.

وي افزود: آنچه ایران را به عنوان دژ مستحکم و نفوذناپذیر در برابر تعرض دشمنان بیمه می‌کند، حضور گسترده و پر شور مردم در دفاع از انقلاب و ایران است.

آیت‌الله نورمفیدی از همه احزاب و گروه‌ها خواست تا زمینه حضور فعال مردم را پای صندوق‌های رای فراهم کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 22:22  توسط وحید مرادی نو  | 

واکنش مزروعی به حمله باهنر:می‌خواهند انتخابات فرمايشی را مشروع كنند!

«علی مزروعی» سخنگوی فراكسيون مشاركت در مجلس ششم در واکنش به اظهارات محمدرضا باهنر، نایب رییس اول مجلس هفتم اظهار داشت: «آقایان به خوبی می‌دانند اگر اصلاح‌طلبان در هر میدان انتخاباتی حضور داشته باشند آنها بازنده هستند، بنابراین ناچارند این چنین هجمه تخریبی علیه اصلاح‌طلبان که پایگاه اجتماعی دارند به راه بیندازند».

پیش از این محمدرضا باهنر، طی سخنانی در دومین نشست کمیته مهندسین جبهه متحد اصولگرایی با اشاره به ردصلاحیت نمایندگان مجلس ششم گفت: «این افراد صلاحیت ندارند که مجددا وارد مجلس شوند و اکنون هم که در حال زندگی کردن هستند به دلیل رأفت نظام جمهوری اسلامی است».

عضو دفتر سیاسی حزب مشارکت در گفت‌وگو با خبرگزاری آفتاب افزود: اصولگرایان می‌دانند که وضعیت اصلاح‌طلبان به دلیل عملکرد حاکمیت یکدست در همه زمینه‌ها و به خصوص مسایل اقتصادی که اصولگرایان روی آن مانور می‌دادند و وعده دادند که پول نفت را سر سفره مردم بیاورند و عملا اتفاق نیفتاد به گونه‌ای است که اگر در هر میدان انتخاباتی حضور داشته باشند آنها بازنده هستند.

مزروعی تصریح کرد: جریان اصلاح‌طلبی به دلیل پایگاه اجتماعی که دارد به رغم اینکه در انتخابات مجلس هفتم ردصلاحیت شدند و سپس در انتخابات ریاست جمهوری نهم هم جناح حاكم با امدادهای غیبی قوه مجریه را در اختیار گرفتند، اگر در انتخابات حضور داشته باشند برنده انتخابات خواهند بود. به همین دلیل است که در انتخابات مجلس هشتم اصلاح‌طلبان به صورت گسترده ردصلاحیت شدند و با این اتفاق پیش آمده اآقايان یک انتخابات کاملا فرمایشی برگزار می‌کنند، بنابراین در توجیه این مساله می‌گویند که نمایندگان مجلس ششم حق ورود به مجلس را ندارند و حتی حق زندگی کردن را هم ندارند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: جناح حاكم برای توجیه انتخابات این چنینی ناچارند این چنین هجمه تخریبی علیه جریان اصلاح‌طلبی که پایگاه اجتماعی دارد به راه بیندازند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 22:20  توسط وحید مرادی نو  | 

هشدار شكوری‌راد به جناح حاكم درباره ناچار شدن از اعطای امتياز به بيگانگان

عضو جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: داشتن مجلسي ضعيف بواسطه‌ آنكه به ضعيف شدن كل نظام مي‌انجامد ،باعث مي شود نظام در عرصه‌ بين الملي باج دهد .

علي شكوري راد در گفت وگو با خبرنگاربهارستان ايران انتخابات رقابتي را انتخاباتي كه در آن مردم بتوانند نامزد مورد علاقه خود را از ميان نامزدها انتخاب كنند، دانست وگفت: در چين انتخاباتي ،نامزدي كه از بيشترين پشتوانه‌ي راي مردمي برخوردار باشد انتخاب مي شود .

وي كه انتخابات پيش رو را به جهت حذف بسياري از نامزدهاي موردعلاقه‌ مردم فاقد ويژگي هاي يك انتخابات رقابتي دانست ،اضافه كرد : در اين انتخابات مردم ممكن است پاي صندوق‌هاي راي حاضر شوند ، اما از آنجاكه انتخاب اولشان را انجام نمي دهند نمي‌توان گفت كه اين انتخابات رقابتي است.

وي افزود: علاوه بر اين ممكن است بسياري از اين افراد كه پاي صندوق هاي راي حاضر مي‌شوند راي سفيد به صندوق بياندازند.

وي اضافه كرد: در شرايط فعلي به نظر مي رسد يك رقابت ساختگي بين كانديداهاي تاييد صلاحيت شده شكل گرفته ، اين رقابت واقعي نيست و در غياب كانديداهاي اصلي ظاهري از رقابت به خود گرفته است.

وي با يادآوري اينكه انقلاب اسلامي مردم ايران از ابتدا بر پايه راي مردم شكل گرفت، اظهار داشت: اگر جايگاه راي مردم ناديده گرفته شود ديگر جمهوري اسلامي نخواهيم داشت ، هر چند ممكن است اين نام باقي بماند.

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت، كه كاهش مشروعيت نظام را اولين پيامد برگزاري يك انتخابات غير رقابتي دانست، تصريح كرد: در اين صورت چنين نظامي نمي‌تواند ادعا كند بر پايه راي مردم استوار است و چنين حكومتي براي اينكه در عرصه بماند مجبور است امتيازهاي بين المللي بپردازد .

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 22:18  توسط وحید مرادی نو  | 

تلاش برای سانسورانتقادات مراجع و علما از ردصلاحیت‌ها؟

نوروز: انتقادات تعدادی از مراجع تقلید از عملكرد دولت و هیأت‌های نظارت در زمینه ردصلاحیت‌ها، این نهادها را به واكنش و حتی تلاش در كمرنگ كردن انتقادات واداشته است.

به گزارش خبرنگار نوروز، در این زمینه، ستاد انتخابات وزارت كشور با ارسال متن تندی به سایت تابناك، از تیتر «تذكرات یك مرجع تقلید به ستاد انتخابات» كه به اظهارات آیت‌الله صافی گلپایگانی اختصاص داشته، انتقاد كرده است.

سخنگوی شورای نگهبان هم امروز در كنفرانس خبری خود با خبرنگاران، مدعی شد كه تاكنون انتقادی را از مراجع تقلید درباره ردصلاحیت‌ها نشنیده است. «عباسعلی كدخدایی» در پاسخ به این سؤال كه «با توجه به انتقاد یكی از مراجع تقلید در رابطه با بررسی صلاحیت‌ها و همچنین دیگر بزرگان آیا این احتمال وجود دارد كه با بررسی‌های بیشتر، افراد تایید صلاحیت‌شده افزایش یابند؟»، اظهار داشت: بنده انتقادی را نشنیدم. ایشان اشاره كرده بودند كه دقت بیشتری صورت گیرد. اینكه دقت بیشتری شود را می‌پذیریم و قطعا این را انجام می‌دهیم و چنانچه حقی از كسی ضایع شده باشد درصدد هستیم كه این حق، احقاق شود.

گفتنی است تاكنون آیت‌الله مكارم شیرازی و آیت‌الله منتظری در این‌باره سخن گفته‌اند و اخباری از نارضایتی علما و روحانیون استان‌ها و حتی نمایندگان ولی‌فقیه نیز منتشر شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 22:17  توسط وحید مرادی نو  | 

فرمانده سپاه اعلا‌م كرد: ماموريت بسيج براي حمايت از اصولگرايان

سرلشكر جعفري، فرمانده كل سپاه، در همايش دانشجو، انتخابات، مشاركت حداكثري و اتحاد ملي كه روز پنجشنبه با حضور مسوولا‌ن بسيج دانشجويي يكصد دانشگاه كشور و مسوولا‌ن فرهنگي و سياسي اين تشكل در دانشگاه تربيت معلم تهران، برگزار شد، به شكلي آشكار و صريح به حمايت از جريان اصولگرا پرداخت و قرار گرفتن دو قوه اصلي كشور در دست اين جناح را انقلا‌ب در انقلا‌ب ناميد.

فرمانده كل سپاه با اين سخنراني، به شكلي صريح و آشكار نيروهاي بسيج را به مراقبت، حفظ، توسعه و پيشرفت آن و برطرف كردن نقاط ضعف جريان موسوم به اصولگرا فراخوانده است.

فرمانده كل سپاه گفت: براي تداوم راه انقلا‌ب اسلا‌مي، حمايت از جريان اصولگرايي ضرورتي قطعي، اجتناب‌ناپذير و تكليف الهي نيروهاي انقلا‌بي و ارزشي كشور به شمار مي‌آيد.به گزارش ايسنا، سرلشكر محمدعلي جعفري طي سخناني در همايش دانشجو، انتخابات، مشاركت حداكثري و اتحاد ملي با حضور مسوولا‌ن بسيج دانشجويي يكصد دانشگاه كشور و مسوولا‌ن فرهنگي و سياسي اين تشكل در دانشگاه تربيت معلم تهران افزود: بسيج به عنوان بخشي از جامعه بايد بداند كه در رابطه با انتخابات چطور كار و حركت كند. ‌

وي ادامه داد: امروز مرزبندي‌هاي سياسي گذشته به هم ريخته است؛ به گونه‌اي كه در هر مقطع از انتخابات شاهد تغيير و تحولا‌ت عمده‌اي در كشور هستيم. زماني صحبت از چپ و راست، زماني ديگر صحبت از جبهه ارزشي و غيرارزشي بوده و امروز مي‌بينيم اين تقسيم‌بندي، تقسيم‌بندي كامل‌تري[ است] و به جرياني به نام جريان اصولگرايي رسيده است كه به نوعي مي‌توان گفت انقلا‌بي در انقلا‌ب، توسط مردم و بسيجي‌ها بود. ‌

جعفري خاطرنشان كرد: بايد از اين جريان مراقبت و آن را كامل و ضعف‌ها را برطرف كنيم. جريان اصولگرايي بعد از گذشت 25 سال از انقلا‌ب دوباره زنده شده است و اكنون در حاكميت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته؛ البته قوه قضاييه حسابش جداست و ان‌شاءا... همين اصولگرايي را دنبال كند. ‌

وي تاكيد كرد: امروز در قوه مجريه و مقننه جريان اصولگرايي حاكم است؛ از اين رو اگر بسيج مي‌خواهد در اين رابطه كاري كند، ابتدا بايد از اين جريان مراقبت كرده و سپس در حفظ، توسعه و پيشرفت آن و برطرف كردن نقاط ضعفش تلا‌ش كند. ‌ فرمانده كل سپاه در ادامه با بيان اينكه امروز شاهد وحدت تشكيلا‌تي در بين جريان اصولگرا هستيم گفت: با وجود اينكه نتايج كارهاي اين جريان مشخص است، اما اين جريان، آسيب‌پذيري نيز دارد كه بايد از آن مراقبت و حمايت كنيم؛

از اين رو با توجه به مشكلا‌ت موجود وظيفه قشر جوان و دانشجو اين است كه به اين جريان توجه كنند؛ البته در بين اقشار مختلف بسيج قشر دانشجو تكليف خاصي بر دوش دارد و مي‌تواند جنبه‌هاي راهبردي اين جريان را تبيين كند. ‌ وي با تاكيد بر در نظر گرفتن اتحاد جريان اصولگرايي افزود: تاكنون وحدت بين جريان اصولگرايي كه مساله استراتژيك و مهم اين جريان نيز به شمار مي‌آيد، حفظ شده است و بايد تلا‌ش كنيم كه اين وحدت همچنان حفظ شود و هر جرياني از بسيج بايد در اين راه تلا‌ش كند.

جعفري تصريح كرد: امروز در مقطع زماني خاصي قرار گرفته‌ايم؛ چرا كه بعد از گذشت 30 سال از پيروزي انقلا‌ب اسلا‌مي بايد نگاه‌ها و ديدگاه‌ها نسبت به انقلا‌ب به گونه‌اي عوض شود كه تلا‌ش بيشتري براي برنامه‌ريزي براي آينده آن صورت گيرد و اين همان چيزي است كه مقام معظم رهبري از ما انتظار دارد. وي ادامه داد: بعد از پشت سر گذاشتن حوادث سخت و ناگوار، امروز انقلا‌ب اسلا‌مي به اينجا رسيده است؛ به گونه‌اي كه امروز در جهان انقلا‌ب محور گفت‌وگوها در سطوح دولت‌ها و ملت‌ها به شمار مي‌آيد و آنها مباحث انقلا‌ب و ايران اسلا‌مي و راهي را كه انقلا‌ب مي‌رود، در صدر اخبار و مسائل بين‌المللي مطرح مي‌كنند؛ از اين رو ما بايد خود را براي آينده‌اي سخت‌تر آماده كنيم و همواره آماده باشيم و بدانيم نياز آينده انقلا‌ب چيست.

فرمانده كل نيروي مقاومت بسيج خاطرنشان كرد: تلا‌ش‌هاي مختلفي براي بقاي انقلا‌ب و در مقابل تلا‌ش‌هاي زيادي براي توقف آن و به انحراف كشاندنش صورت گرفته است كه از سوي دشمنان خارجي، مخالفان انقلا‌ب و دشمنان داخلي است؛ البته بسياري از افراد در داخل كشور با انقلا‌ب دشمني ندارند، اما مخالف <انقلا‌ب اسلا‌مي> هستند و اين درگيري‌ها و تخاصم‌ها بين اين دو جريان در طول تاريخ 30 ساله انقلا‌ب تمام توان خود را به كار گرفت كه نتيجه‌اش آن شد؛ انقلا‌ب اسلا‌مي با اقتدار و عظمت بيشتر نسبت به گذشته جهاني شده است. ‌

 وي تاكيد كرد: مسلما اين دشمني‌ها و مخالفت‌ها تمام‌شدني نيست؛ همانطور كه در صدر اسلا‌م و انقلا‌ب ما بوده، مطمئنا در آينده نيز وجود خواهد داشت و هر چه پيش برويم اين مبارزه بين انقلا‌بيون و ضدانقلا‌بيون، مخالفان انقلا‌ب و موافقان آن، حساس‌تر و پيچيده‌تر خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:50  توسط وحید مرادی نو  | 

در دیدار دبیركل و اعضای جبهه مشاركت با سید حسن خمینی مطرح شد:گستره تيغ رد صلاحيت‌ها

نوروز: نوه‌ حضرت امام خمینی در پاسخ به ابراز نارضایتی اعضای جبهه مشاركت ایران اسلامی از رد صلاحیت‌ها گفت: این تیغ تنها سر شما را نتراشیده، بسیاری از دوستان را در همه گروه‌های جامعه مشمول لطف خود قرار داده است كه البته مایه تاسف است. اما این‌گونه رفتارها در جامعه، نباید فرزندان‌مان را از ارزش‌ها و عقایدی كه داریم، جدا كند.

بنا برخبری كه در ایسنا منتشر شده، حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسن خمینی پنج‌شنبه شب طی سخنانی در دیدار اعضای شورای مركزی جبهه مشاركت ایران اسلامی در حرم مطهر امام خمینی(ره)، اظهارنظر برخی از مراجع را در خصوص گلایه از ردصلاحیت‌ها گام بزرگی دانست و گفت: این گام‌ها امید می‌دهد كه مشكلات قابل حل است.

وی با بیان اینكه «انقلاب بر دو ركن مردم و دین پایه‌گذاری شده است»، اظهار داشت: همه ما باید دغدغه هر دو ركن اسلامیت و جمهوریت نظام را داشته باشیم. در فضای عمومی جهان و كشور ما مردم‌سالاری امر پذیرفته‌شده‌ای است، كسی نمی‌تواند مردم را از حاكمیت و دخالت در سرنوشت خود و از این‌كه بخواهند حرف و اندیشه‌شان را به منصه ظهور برسانند، بازدارد.

سیدحسن خمینی در این دیدار با ابراز امیدواری نسبت به پایبندی همگان به آرمان‌های امام و انقلاب گفت: ان‌شاءالله دل‌های ما از آرمان‌های‌مان بازنگردد، اگر دغدغه‌ای هست بیشتر دغدغه انقطاع ارزش‌های جامعه‌مان با نسل بعدی است.

نوه رهبر كبیر انقلاب اسلامی با تاكید بر دفاع از اسلامیت نظام نیز گفت: اگر اسلام در این سرزمین سیلی بخورد به قول امام قرن‌ها طول می‌كشد تا دوباره مورد وثوق همگان قرار بگیرد. باید بتوانیم در جامعه خودمان چهره‌ای از اسلام ارائه دهیم كه راهگشای مشكلات جامعه باشد و بتواند به طور صحیح حكومت كند.

وی تاكید كرد: دین نیامده است برای مردم مشقت ایجاد كند، رویكرد دین در جامعه ایجاد آرامش است. اگر نتوانیم حتی در قطاع كوچكی از جامعه آرامش ایجاد كنیم آن روز در نزاع بین دین و پیشرفت، این دین است كه لطمه می‌خورد.

از سوی دیگر و به گزارش خبرنگار نوروز، در ابتدای این دیدار دبیركل و برخی اعضای شورای مركزی جبهه مشاركت ایران اسلامی در سخنانی به تشریح مواضع و دیدگاه‌های خود پرداختند.

دكتر محسن میردامادی، دبیركل جبهه مشاركت، در سخنان خود با بیان اینكه «ایام دهه فجر طبعا یادآور خاطرات انقلاب است و این خاطرات نوعا برای دوستان، بزرگ، شیرین و دوست‌داشتنی است»، گفت: جمع حاضر در این دیدار، علاوه بر اعضای شورای مركزی و دفتر سیاسی جبهه مشاركت، شامل مسؤولان شوراهای مناطق استان‌های مختلف جبهه مشاركت است كه امروز برای نشست فصلی خود گردهم آمده‌ بودند و به دلیل همزمانی نشست با ایام دهه فجر، هم برای تجدید میثاق و تجدید عهد با امام و نیز صحبت درباره مسایل سیاسی روز، مزاحم شما شدیم.

وی با اشاره به تركیب اعضای جبهه مشاركت ایران اسلامی توضیح داد: همه ما، چه آنهایی كه توفیق داشتیم دوران امام را درك كنیم و چه جوان‌ها، مجذوب اندیشه‌های امام و آرمان‌های انقلاب اسلامی هستیم و در حال حاضر هم، مهمترین دغدغه ما پایمال شدن آن آرمانهاست.

دبیركل جبهه مشاركت ادامه داد: معجزه امام در دوران سخت قبل از انقلاب اسلامی آن بود كه اسلام را چنان زیبا معرفی كرد كه ملت فوج فوج به آن پیوستند و همه ملت از اقوام و گروه‌های مختلف و از زن و مرد با آن همراه شدند تا انقلاب واقع شد. مردم در وجود و كلام امام این اعتماد به نفس را یافتند كه می‌توانند خودشان برای سرنوشت خویش تصمیم بگیرند و خودشان مملكت خود را اداره كنند.این مسأله‌ای بود كه امام نیز بر آن تأكید داشت و نه تنها در قول، كه در عمل خویش هم، آن را نشان دادند و در دوران حیات خویش، این مسیر را طی كردند.

میردامادی در ادامه با ابراز تأسف از اینكه «بسیاری از آرمان‌ها و مسیر امام، آنطور كه مورد نظر ایشان بود، دنبال نمی‌شود و خیلی‌ها در ظاهر حرف از تبعیت از امام می‌زنند، اما به راه ایشان پایبند نیستند»، گفت: اهداف امام امروز مورد كم‌مهری و بی‌مهری قرار گرفته است.

وی با انتقاد از بی‌توجهی به «آزادی» و «جمهوریت» بعنوان دو آرمان اصلی انقلاب اسلامی گفت: «آزادی» و «جمهوریت» كه در شعار كلیدی انقلاب اسلامی یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» مورد تأكید امام بود، امروز مورد بی‌توجهی قرار گرفته و به‌ویژه جوانان بشدت نگران فاصله گرفتن نظام از این دو اصل اساسی هستند.

میردامادی با بیان اینكه «فاصله گرفتن از هر یك از آرمان‌های انقلاب منجر به فاصله گرفتن از همه آرمان‌هال می‌شود»، تاكید كرد: اگر ما جمهوریت و رأی مردم را نداشته باشیم، نمی‌توانیم «اسلامیت» نظام را محقق سازیم و اگر آزادی‌ شهروندان را تأمین نكنیم، نمی‌توانیم «استقلال» كشور را حفظ كنیم.

دبیركل جبهه مشاركت در پایان گفت: ما در فعالیت حزبی خود می‌خواهیم همه آرمان‌های انقلاب را پیگیری كنیم و شعارهای انقلاب را جامع ببینیم تا انشاءالله در برابر امام و شهدای انقلاب اسلامیس و جنگ تحمیلی روسفید باشیم.

«فاطمه راكعی» عضو شورای مركزی جبهه مشاركت، نیز در این دیدار پس از قرائت شعری درباره «خط امام» گفت: جای تأسف است كه در دهه فجر در حالی خدمت نوه امام و روحانی بزرگوار آیت‌الله موسوی بجنوردی می‌رسیم كه مجبوریم بگوییم انقلاب و آرمان‌های بلند آن را كه امام با قرائتی مهرورزانه و انسان‌دوستانه از اسلام ترسیم كرده بودن، در خطر می‌بینیم.

وی در ادامه گفت: من تعجب می‌كنم كه چطور روحانیت معزز ساكتند و پیروان راستین و نزدیك‌ترین یاران امام را به جرم عدم التزام به اسلام و نظام ردصلاحیت می‌كنند؟

این نماینده مجلس ششم كه برای انتخابات مجلس هفتم هم تأیید صلاحیت شد اما در اعتراض به ردصلاحیت‌های گسترده از نامزدی انتخابات انصراف داد، با بیان اینكه «مرا به جرم عدم التزام به اسلام ردصلاحیت كرده‌اند»، گفت: این تهمت آشكاری است كه به من و بسیاری دیگر از نیروها و چهره‌های خط امامی و اصلاح‌طلب زده‌اند. آقای خمینی! در جمهوری اسلامی در برابر این تهمت به كجا باید پناه ببریم؟ من مسلمانم. مگر روحانیت نباید پاسدار اسلام باشد؟ پس چرا در برابر تهمت به مسلمین سكوت كرده‌اند؟ من نمی‌گویم برای تأیید صلاحیت ما كاری كنید، بلكه از علما و روحانیت و نوه محترم امام می‌خواهم كه برای اسلام و خط امام كاری كنند.

عضو كمیسیون زنان جبهه مشاركت در ادامه به وضعیت كنونی زنان جامعه ایران پرداخت و با بیان اینكه «زنان دچار مظلومیت تاریخی هستند»، گفت: همه ما در مجموعه زنان اصلاح‌طلب سعی در معرفی چهره روشنی از زن مسلمان و متعهد به دنیا داریم، اما با اقدامات كنونی دولت و تصویب قوانینی چون لایحه حمایت از خانواده، در حال بازگشت به صدسال قبل هستیم . ما از شما می‌خواهیم كاری كنید تا تز راهگشای امام درباره قابلیت تطبیق احكام اسلام با مقتضیات زمان - به‌ویژه در مسایل زنان- به محاق نرود.

«مصطفی سبطی» رییس جبهه مشاركت منطقه گلستان و از ردصلاحیت‌شدگان انتخابات مجلس هشتم، نیز در این دیدار با اشاره به سوابق خود در دوران انقلاب و جنگ كه در نهایت به قطع پای وی در سال 61 منجر شد، گفت: امروز حسرت می‌خورم كه چرا در آن عملیات كشته نشدم تا چنین روزها و چنین تهمت‌هایی را علیه خود و دیگر یاران امام نبینم؟

وی با بیان اینكه «من بدون آنكه مقام دولتی داشته باشم به جرم ارتشا ردصلاحیت شده‌ام و با سابقه آشكار در جنگ و انقلاب به براندازی متهم شده‌ام»، خطاب به سیدحسن خمینی پرسید: آیا فداكاری برای نظام و انقلاب، براندازی محسوب می‌شود؟

سبطی با اشاره به زندان سه ماهه خود در سال 81 كه به دلیل اقداماتش در دفاع از منابع طبیعی استان گلستان صورت گرفت، افزود: من در آن پرونده از سوی عالی‌ترین مقام قوه قضائیه تبرئه شدم و حق را به من دادند، اما حال همان پرونده، مستند ردصلاحیت من شده است.

رییس جبهه مشاركت منطقه گلستان در پایان خطاب به سیدحسن خمینی گفت: از شما انتظار دارم نگذارید آرمان‌های امام و فرزندان امام به انواع اتهامات متهم شوند.

دكتر «حمیدرضا جلایی‌پور» عضو شورای مركزی جبهه مشاركت، آخرین عضو این حزب بود كه در این مراسم سخن گفت. وی با گرامیداشت یاد «احمد بورقانی» گفت: آنچه از ماجرای آقای بورقانی و مراسم تشییع و ختم باشكوه وی فهمیدیم، این است كه علیرغم همه بی‌مهری‌ها، فرزندان انقلاب در سطح جامعه فراموش نشده‌اند و ما با ایستادگی در مسیر دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی، نه تنها به آخرت و وعهده الهی امیدواریم، بلكه در همین دنیا هم و با وجود همه محدودیت‌ها، از چشم‌ها نمی‌افتیم.

جلایی‌پور با اشاره به سوابق رزمندگی خود و شهادت سه برادرش در جریان جنگ تحمیلی در عین حال گفت: ما البته به خاطر هزینه‌هایی كه برای انقلاب پرداخته‌ایم، طلبكار نیستیم. چرا كه معتقدیم كسی كه ایثار می‌كند، نباید طلبكار باشد. تأسف ما از شرایط فعلی، فقط به خاطر ردصلاحیت نیروهای خط امامی و اصلاح‌طلب نیست. بلكه ما متآسفیم كه چرا بسیاری از چهره‌های متخصص و توانا و تحصیل‌كرده مملكت به خاطر شرایط ناعادلانه انتخابات، حتی از ثبت‌نام هم خودداری می‌كنند؛ در حالی كه ایرانیانی با آگاهی و سواد به مراتب كمتر، در كشورهای اروپایی و آمریكایی به مراتب بالیی می‌رسند.

این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در ادامه به ارائه تحلیلی از انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: با نگاهی گذرا به صحیفه نور و بیانات امام می‌بینیم كه انقلاب اسلامی، پدیده‌ای عقلانی و هدفمند بوده كه اهدافی چون حاكم شدن مردم بر سرنوشت خویش، استقلال كشور و نیروهای مسلح و عزت مسلمین را تعقیب می‌كرده‌ است. اما حال و با گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی شاهد «بحران دستاورد» این انقلاب هستیم.

جلایی‌پور در ادامه به تشریح برخی از مصادیق برای «بحران دستاورد انقلاب اسلامی» پرداخت و توضیح داد: از نظر توسعه اقتصادی كشور ما از برخی كشورهای هم‌ردیف خود در 30 سال پیش كه انقلاب هم نكردند، عقب مانده است. حتی اگر مسایل اقتصادی را هم هدف انقلاب ندانیم، تحقق یك «جامعه اخلاقی» كه آرمان انقلاب بود، پس چطور در جامعه ما دولت بعنوان بزرگترین نهاد از طریق دستگاه‌های رسمی، دروغ و ریاكاری را ترویج می‌كند و چهره‌های باسابقه و لایق مملكت را به انواع اتهامات متهم می‌سازد؟ از نظر سیاسی هم كه دستاورد انقلاب با مشكل مواجه شده و وجه جمهوریت با اقداماتی چون ردصلاحیت‌ها از بین رفته است. پس امروز باید از خود بپرسیم كه چرا انقلاب كردیم؟

وی با بیان اینكه نیروهای جریان حذف انقلابیون عموما سابقه‌ای در انقلاب ندارند، گفت: اینها دارند اجرت حذف نیروهای انقلابی را می‌گیرند و از این‌رو، پیشنهاد من به آقای خمینی و دیگر دلسوزان كشور این است كه «جبهه دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی» را تشكیل دهند و در جهت دفاع از جمهوریت، اسلامیت، استقلال و آزادی برآیند.

 


+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:34  توسط وحید مرادی نو  | 

گزارش آماري رئيس ستاد انتخابات جبهه مشاركت: تنها در 34 كرسي امكان رقابت وجود دارد

نوروز:«شمس الدين وهابي» رييس دفتر دائمي انتخابات جبهه مشاركت ايران اسلامي ضمن ارائه آماري از كانديداهاي اصلاح طلب ردصلاحيت شده در انتخابات مجلس هشتم اعلام كرد كه بر اساس اين آمار اصلاح طلبان به طور عام از 255كرسي تنها امكان رقابت در 34 كرسي را دارند و جبهه مشاركت به طور خاص از 255 كرسي امكان رقابت در هيچ كرسي اي را ندارد.

به گزارش خبرنگار «نوروز»، وهابي كه در نشست مشترك روساي مناطق جبهه مشاركت سخن مي گفت به ارائه آخرين آمار از تعداد كانديداهاي اصلاح طلب باقي مانده از سد رد صلاحيت هيات هاي اجرايي و نظارتي پرداخت.اين آمار عبارت است از

استان ها

تعداد كرسي ها در مجلس

تعداد بازمانده از رد صلاحيت هيات اجرايي

تعداد بازمانده از رد صلاحيت هيات نظارت

آذربايجان شرقي

19

6

3

آذربايجان غربي

12

3

0

اردبيل

7

1

3

اصفهان

19

7

1

ايلام

3

1

1

بوشهر

4

3

0

چهرمحال و بختياري

4

1

1

خراسان جنوبي

3

0

0

خراسان رضوي

19

3

1

خراسان شمالي

4

1

1

زنجان

5

3

1

خوزستان

18

10

2

سمنان

4

1

0

سيستان و بلوچ

8

0

0

فارس

18

4

0

قم

3

3

0

قزوين

4

0

1

كردستان

6

2

0

كرمان

10

9

5

كرمانشاه

8

3

0

كيكيوله و بويراحمد

3

3

0

گلستان

7

5

4

گيلان

13

4

3

لرستان

9

3

0

مازندران

12

6

7

مركزي

7

3

0

هرمزگان

5

5

2

همدان

9

4

1

يزد

4

1

0

شهرستان تهران

8

1

0

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 11:32  توسط وحید مرادی نو  |